سفارش تبلیغ
صبا
u آیات و روایات مربوط به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

بهترین دستیار دانش بردباری است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

دوشنبه 97 مهر 30

:: RSS 

:: خانه

:: مدیریت وبلاگ

:: پست الکترونیک

:: شناسنامه

:: کل بازدیدها: 53725

:: بازدیدهای امروز :3

:: بازدیدهای دیروز :6

vدرباره خودم

آیات و روایات مربوط به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

سید امیر مجتهد سیستا نی
بسم الله الرحمن الرحیم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض أإله مع الله قلیلا ما تذکرون اللهم عجل لولیک المهدی المنتظر الفرج اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن«عجل الله تعالی فرجه الشریف» صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا حضرت محمدبن عبدالله خاتم الانبیاء و اشرف مخلوقات و صدیقه شهیده فاطمه زهرا اشرف زنان دو سرا«وعلی معرفتها دارت القرون الاولی.....انها حجة علی ما خلق الله» و دوازده جانشین پیامبر از امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب تا قطب عالم امکان مهدی موعود«عجل الله فرجه» آرزوی تمام انبیاء و مرسلین و أئمه هداة مهدیین و صالحین و مقربین و شهدا و مؤمنین به دست «یدالله» باکفایت حضرت مهدی«عجل الله فرجه» محقق و اجرا می شود انبیاء پیشین نوید و بشارت دولت کریمه آنحضرت را به امت های خود داده اند اراده خداوند تبارک و تعالی عز و جل به «دولت کریمه امام زمان» قطعی و «بدا» در آن راهی ندارد نص آیه مبارکه33سوره توبه«هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون» اوست خدایی که رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند همه ادیان هم به منجی بشریت معتقد می باشند و لی تحریف شده است چون شخصی بنام «مهدی» فرزند و جانشین دوازدهمی حضرت محمدبن عبدالله خاتم الانبیاء «صلی الله علیه و آله و سلم» را قبول ندارند حتی اهل تسنن اصل مهویت از مسلمات آنها است ولی چون مسیر امامت را از صدر اسلام عوض کردند در باب مهدویت دچار اختلاف شدند حضرت امیرالمؤمنین«علیه السلام» فرمودند اگر خلافت را غصب نمی کردند «از بالای سر و از پایین پای تان می خوردید» اشاره به آیه مبارکه96سوره اعراف«ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض ولکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون» و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار می شدند همانا ما درهای برکاتی از آسمان زمین را بر روی آنها می گشودیم ولیکن «چون آیات و پیغمبران ما را » تکذیب کردند ما هم آنان را سخت به کیفر کردار زشتشان رساندیم خداوند طول تاریخ از ما تقوی و ورع ندیده است ما را به انواع بلا ها و عذاب ها دچار کرده

vپیوندهای روزانه

قرآن و عترت [25]
کلام وحی قرآن عترت [32]
سایت مؤسسه فرهنگی واطلاع رسانی تبیان [92]
یابن الحسن عجل علی ظهورک [83]
شیعه نیوز [168]
پایگاه اطلاع رسانی شیعیان [82]
فطرت [65]
سلام شیعه [87]
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر«عج» [96]
پایگاه اطلاع رسانی مرجعیت شیعه [69]
شیعه آنلاین [157]
پایگاه خبری تحلیلی المذهب [201]
مرکزنشراعتقادات [108]
سایت آیة الله سیدان [136]
آینده روشن [53]
[آرشیو(22)]

vاشتراک در خبرنامه

 

vمطالب قبلی

شعر و عرض ادب و ارادت
آیات مؤل بقیام قائم آل محمد
علامات ظهور
فتنه های آخر الزمان
وظیفه ما در دوران غیبت
امامت ائمه«علیهم السلام»
امامت حضرت مهدی«علیه السلام»
کلیات امام زمان«عج»
تسلیت به حضرت بقیة الله<عجل الله فرجه>
مؤمنین در غیبت وزمان ظهور
شباهت حضرت به انبیاء الهی
فضیلت انتظار فرج
معجزات حضرت«عجل الله فرجه»
ادعیه در باره امام زمان «عجل الله فرجه»
سفارشات ودستورات بقیة الله«عجل الله فرجه»
حکومت جهانی حضرت مهدی«عجل الله فرجه»
اخبار
مقالات
چهل حدیث«من حفظ من امتی اربعین حدیثا»
نیمه شعبان ولادت منجی عالم هستی
ارتباط حضرت به معصومین انبیاء وائمة
حضرت مهدی و جدش امام حسین«علیهماالسلام»
مهدی موعود نزد سایر ادیان و مذاهب
گناه-ظلم-غفلت-عرضه اعمال ما بر مهدی«عج»
علت و اسباب غیبت
عنایات و کرامات حضرت
سؤال و جواب
مهدی از زبان خود حضرت

!   آیا نام های متعددحضرت نرجس(س)دلیل برعدم تولدحضرت مهدی(عج)است؟

شنبه 89/12/28 ::  ساعت 3:30 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

از سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر«عجل الله فرجه»

 

آیا نام‌هاى متعدد حضرت نرجس (س) دلیل بر عدم تولد حضرت مهدى (عج) است؟

گروه مهدویت  

 

 

سؤال کننده: بهرام

طرح شبهه:

احسان الهى ظهیر، وهابى معاصر پاکستانى و همچنین غالب عواجى یکى دیگر از وهابى‌هاى معاصر، اختلاف در اسم مادر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را دلیل بر ضعف قضیه ولادت آن حضرت دانسته‌اند.

احسان الهى ظهیر مى‌نویسد:

اختلف فی اسم الجاریة التی قالوا انّها ولدته، فقال قائلهم: انّ اسمها نرجس، وقیل: اسمها صقیل أو صیقل، وقیل: حکیمة، وقیل غیر ذلک.

در باره نام کنیزى که مى‌گویند او را به دنیا آورده است، اختلاف شده است؛ برخى گفته‌اند که اسم او نرجس بوده، برخى دیگر صقیل، صیقل، حکیمه و... گفته‌اند.

الشیعة والتشیع، ص272 ـ 273.

غالب عواجی نیز همین مطلب را در کتاب فرق معاصرة، ج1، ص263، تکرار کرده است.

نقد و بررسی:

این شبهه از آن دسته شبهاتى است که واقعا باید به و هوش و ذکاوت طرح کننده آن آفرین گفت و او را به خاطر این کشف بزرگ تحسین کرد!!

اگر این اختلافات جزئى بتواند اصل وجود افراد را زیر سؤال ببرد، اهل سنت براى اثبات وجود اشخاص زیادى دچار مشکل خواهند شد که در ادامه به برخى از آن‌ها پرداخته خواهد شد.

نام‌ها و القاب مادر امام زمان (عج):

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ زَکَرِیَّا بِمَدِینَةِ السَّلَامِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ خَلِیلَانَ قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ أَسِیدٍ قَالَ: وُلِدَ الْخَلَفُ الْمَهْدِیُّ علیه السلام یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَأُمُّهُ رَیْحَانَةُ وَیُقَالُ لَهَا نَرْجِسُ وَیُقَالُ صَقِیلُ وَیُقَالُ سَوْسَنُ إِلَّا أَنَّهُ قِیلَ لِسَبَبِ الْحَمْلِ صَقِیلُ....

غیاث بن اسید گفت حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف روز جمعه متولد شد، نام مادرش ریحانه بود به او نرجس گفته مى‌شد و بعضى گفته‏اند مادرش صیقل است و گفته‏اند که سوسن است؛ مگر این که برخى گفته‌اند به خاطر فرزندى که باردار بوده، صقیل (نورانى،‌ روشن و براق) نامگذارى شده است.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى381هـ)، کمال الدین و تمام النعمة، ص432، تحقیق: علی اکبر الغفاری، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامی ( التابعة ) لجماعة المدرسین ـ قم، 1405هـ.

 

به ادامه مطلب توجه به فرمائید:

ادامه مطلب...

¤نویسنده: سید امیر مجتهد سیستا نی

?  نوشته های دیگران

!   خروج یمانی؛ نشانة حتمی ظهور

سه شنبه 89/1/24 ::  ساعت 6:41 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم
از سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
 
خروج یمانی؛ نشانة حتمی ظهور
ابوذر یاسری
در نشانه‌های ظهور، ویژگی‌های پیچیده‌ای دربارة شخصیّت رهبر قیام یمانی بیان شده و روایات، در خصوص نام او گوناگون است. در یک سخن، نام او مردّد بین حسن یا حسین آمده12 و در دیگری سعید نامیده شده و او را «نصر» نیز خوانده‌اند.13 دربارة دلیل نامیدن وی به نصر، از رسول اکرم(ص) نقل شده که زیرا خداوند را یاری می‌رساند. 
اشاره:
روایات اهل بیت(ع) از پرچم یمانی، به عنوان پرچم جهاد مسلّحانه با دشمنان قیام‌کنندة آل محمد(ص)، مهدی موعود(ع) نام برده‌اند. رسول اعظم(ص) در حالی که یمنیان را می‌ستود چنین فرمود: «[ایشان] قومی رقیق القلب و با ایمان راسخ‌اند که «یاری‌کننده» از آنان است؛ [او] با همراهی هفتاد هزار نفر قیام می‌کند و جانشین من و جانشین وصیّ‌ام را یاری می‌کند».
مقالة حاضر به معرّفی یمانی و دسته‌بندی روایات مربوط به قیام او و بیان اهمیت حرکت این شخصیت عصر ظهور می‌پردازد.

1. اهمیت و جایگاه قیام یمانی
در روایاتی از امامان معصوم ما، به وقوع نهضتی اسلامی در آخرالزّمان در یمن، قبل از ظهور امام عصر(ع) اشاره شده که هدف آن، یاری آن حضرت و زمینه‌سازی ظهور مبارک ایشان است. در خصوص بررسی سندی و اعتبار حدیثی این دسته از روایات، طبق نقل نویسندة کتاب «عصر ظهور»1 و بنابر آنچه در روایات مربوط به امام مهدی(ع) آمده است، سند تعدادی از آنها صحیح2 و وقوع این قیام حتمی است، و امامان اهل بیت(ع) آن را از جملة پنج نشانة قطعی ظهور مهدی موعود(ع) بر شمرده‌اند. در برخی از روایت‌ها پرچم یمانی هدایت‌بخش‌ترین پرچم‌ها یاد شده؛ تا آنجا که بر ضرورت پیوستن و دفاع از آن، بیش از پرچم شرقی ایرانی (به رهبری خراسانی) تأکید شده است. آغاز قیام یمانی مقارن شورش سفیانی ـ اصلی‌ترین دشمن امام مهدی(ع) ـ در ماه رجب قبل از ظهور و محلّ آن صنعا، توصیف شده است. در اینجا به روایات مربوط به قیام یمانی و ویژگی‌های ذکر شده برای آن دقّت می‌کنیم.


الف) از نشانه‌های حتمی ظهور: امام صادق(ع) در بیانی راجع به حتمی بودن علامت قیام یمانی برای ظهور امام عصر(ع) فرمودند: «قبل از قیام قائم(ع) وقوع پنج علامت حتمی است: [خروج] یمانی، سفیانی، صیحة آسمانی، کشته شدن نفس زکیّه و فرو رفتن در بیداء»،3 حضرت امام رضا(ع) نیز در خصوص کسی که ادّعا می‌کرد، امام زمان(ع) است، فرمودند: «قبل از ظهور، سفیانی، یمانی، مروانی و شعیب بن صالح خواهند آمد، پس او چگونه چنین ادّعایی می‌کند؟»4


ب) شکنندة چشم سفیانی: در سخنی از امام ششم شیعیان نقل شده است که آن حضرت(ع) ضمن اشاره به جایگاه قیام یمانی، از او به عنوان شکنندة چشم سفیانی ـ دشمن امام مهدی(ع) ـ یاد می‌کنند: «سفیانی کجا خواهد بود؟ و حال آنکه هنوز شکنندة چشم او از صنعای یمن خروج نکرده است».5
ج) هم‌زمانی با سفیانی و خراسانی: حضرت رضا(ع) در سخنی دیگر، حرکت یمانی را هم‌زمان با شورش سفیانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز بیان می‌کنند و می‌فرمایند: «خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره‌ها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید آید، وای بر کسی که با آنها مخالفت و دشمنی کند».6

 د) هدایت‌بخش‌ترین پرچم‌ها: در ادامة روایت پیشین، امام صادق(ع) می‌فرمایند: «در میان درفش‌ها (پرچم‌ها)، هدایت‌گرتر از درفش یمانی وجود ندارد، چون درفش حق است و شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌کند».7

 ه‍) تخلف از او، جایز نیست: در روایتی که ذکر شد، امام صادق(ع) در ادامة سخن بیان می‌فرمایند که، «وقتی یمانی قیام می‌کند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس به سوی او بشتابید که درفش او درفش هدایت است. بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او جایز نیست و اگر کسی چنین کند، اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق دعوت می‌کند».8

 و) یمانی، پیرو علی(ع): از هشام بن حکم نقل شده است که چون «طالب حق» خروج کرد، به امام صادق(ع) گفته شد: آیا امیدوارید این شخص یمانی باشد؟ حضرت فرمودند: «خیر، یمانی پیرو علی(ع) است، در حالی که این شخص از آن حضرت بیزاری می‌جوید».9 نویسندة کتاب «الفجر المقدس و ارهاصات الیوم الموعود»10 یمانی را از فرزندان زیدبن علی الحسین(ع) دانسته است.
112. نام و نسب یمانی
در نشانه‌های ظهور، ویژگی‌های پیچیده‌ای دربارة شخصیّت رهبر قیام یمانی بیان شده و روایات، در خصوص نام او گوناگون است. در یک سخن، نام او مردّد بین حسن یا حسین آمده12 و در دیگری سعید نامیده شده و او را «نصر» نیز خوانده‌اند.13 دربارة دلیل نامیدن وی به نصر، از رسول اکرم(ص) نقل شده که زیرا خداوند را یاری می‌رساند.14 چنان‌که در روایات نخستین این نوشتار، عنوان «منصور» برای او انتخاب شده بود که به سبب یاری رسانی‌اش نسبت به قیام امام عصر(ع) بود.15 همچنین در روایاتی دیگر به نقل از عبدالله بن عمرو بن عاص از رسول خدا(ص) آمده است که پدر وی، قریشی است. در کتاب «فتن» ابن حماد آمده است: «ای اهل یمن، می‌گویند که منصور از شماست. سوگند به کسی که جانم در دست اوست، پدرش قریشی است و اگر بخواهم (قصد کنم) که نسب او را تا دورترین جدّش نام ببرم، چنین کنم».16 از این روایت برمی‌آید که «منصور» صرفاً کنیة یمانی است، نه نام او. به نقل نویسندة کتاب «رایات الهدی و الضّلال فی عصر الظّهور» دلایلی قطعی در دست است که ثابت می‌کند، رهبر یمانی از اهل بیت(ع) و خصوصاً از نسل امام حسین(ع) است.17

3. مختصّات قیام یمانی
الف) زمان و محلّ آغاز قیام: در جمع‌بندی روایات یمانی، باید بگوییم که دو دسته روایت در زمینة حرکت وی وجود دارد به گونه‌ای که زمان مشترک آن، قبل از خروج سفیانی است. دستة نخست این روایات، قیام وی را قبل از سفیانی می‌داند و دستة دوم، به قیام وی همراه با امام مهدی(ع) تصریح دارد؛ چنان‌که می‌فرماید: «... آن پرچم حقّی است زیرا به جانب صاحبتان فرا می‌خواند».18 از این نکته آشکار می‌شود که قیام وی هم‌زمان با ظهور صاحب‌الامر(ع) است و مردم را به یاری آن حضرت فرا می‌خواند.

در خصوص موقعیّت جغرافیایی قیام یمانی، به شهرهایی هم‌چون: صنعا، عدن، کنده و منطقة ابین اشاره رفته است؛ البته روایات صنعا مستفیض بوده، از طریق شیعه و سنّی نقل شده است.19 گفته می‌شود شاید منظور از نام‌های مختلف برای نقطة آغازین قیام، همانا تحدید پایتخت قیام باشد چنان‌که از ایران نیز با نام‌هایی همچون خراسان، قم، طالقان و... یاد شده است، امّا بیشتر این روایات بر خراسان و قم متمرکز است.

ب) رنگ و نشان پرچم یمانی: همان‌طور که می‌دانیم، در روایات مربوط به حرکت‌های سیاسی ـ نظامی
عصر ظهور، نشانه‌های رایات و پرچم‌های هر حرکت بیان شده تا مؤمنان بتوانند در برخورد با این قیام‌ها و رهبران آنها دچار اشتباه نشوند و در آن وقت و شرایط بسیار حساس تشخیص صحیح لازم را بدهند. به عنوان نمونه، رنگ پرچم قیام‌کنندة ایرانی (خراسانی) «سیاه» گفته شده است.
در خصوص پرچم نهضت یمانی، از امام صادق(ع) نقل شده است: «یمانی از یمن با پرچم‌های سفید خروج می‌کند».20 امام علی(ع) نیز فرمودند: «[سفیانی] لشکری را به مدینه می‌فرستد... در آن هنگام، مهدی و سپیدنشان از مدینه به مکه می‌گریزند».21 که بنا بر روایت پیشین، گویا منظور از سپیدنشان همان یمانی است. همچنین در خصوص یمانی، در روایت دیگری از سطیح کاهن چنین نقل شده است که، فرمانروایی که مانند پنبه سفید است، به نام حسن یا حسین از صنعای یمن قیام می‌کند22 که با توجه به آنچه از صاحب این نام و قیام‌کنندة یمانی گفتیم، این شخص باید همان یمانی موعود باشد.

ج) اهداف و مراحل قیام یمانی: قیام یمانی به چند مرحله قابل تقسیم است. این مراحل عبارتند از:

1. اعلام همبستگی و هم‌پیمانی نظامی با قیام خراسانی: که در ادامه از این موضوع سخن خواهیم گفت.
2. دعوت و فراخوان یمانی به سوی مذهب حقّة اهل‌بیت پیامبر(ص): در روایتی صحیح از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «هنگامی که یمانی قیام کرد، به سوی او برخیز و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او به مقابله برخیزد؛ زیرا هر کس چنان کند، از اهل دوزخ باشد زیرا او به حق و راهی مستقیم فرا می‌خواند».23 منظور از دعوت به حق در سخنان اهل بیت(ع)، دعوت به امامت است.

قیام یمانی از این نظر با نهضت خراسانی که امام علی(ع) آن را وصف نموده، مشترک است. آن حضرت(ع) دربارة خراسانی می‌فرمایند: «به حقیقت، برای آل محمّد(ص) در طالقان گنجی است که خداوند آن را هر وقت که بخواهد آشکار می‌نماید: [آنان] راهیانی به سوی حق[اند] که به دین خدا فرا می‌خوانند».24 همچنان‌که امام کاظم(ع) فرموده است: «مردی از اهل قم قیام می‌کند و مردم را به سوی حق فرامی‌خواند...».25

3. یاری رساندن به انقلاب امام مهدی(ع) و فراخواندن به بیعت آن حضرت: این هدف از اهداف قیام یمانی پیش از این نیز بیان شد که، پرچم یمانی از جمله پرچم‌های یاوران امام مهدی(ع) است.

د) هم‌پیمانی یمانی و خراسانی: در روایات مربوطه به قیام یمانی، به هم‌پیمان شدن وی با خراسانی و یاری به او در برابر دشمنانش اشاراتی رفته است. مانند این روایات: «و خداوند عزّوجلّ برای او ـ یعنی امام مهدی(ع)ـ خراسان را می‌گشاید و اهل یمن از او اطاعت می‌کنند».26 امام رضا(ع) نیز در سخنی اشاره به هم‌پیمانی آن دو می‌کنند، آنجا که دربارة نشانه‌های نزدیک به فرج از آن حضرت پرسیدند و ایشان فرمودند: «آیا به اجمال می‌خواهی یا اکثار»؟ آن مرد می‌گوید: بلکه اجمال بفرمایید، پس امام فرمودند: «هرگاه که پرچم قیس را در مصر و پرچم کندی [یعنی یمانی] را در خراسان درک کردی».27

همچنین در بیان امیر مؤمنان(ع) دربارة خصوصیات مشترک یمانی و خراسانی در جنگ دمشق و آزادسازی آن از سیطرة سفیانی چنین آمده است: «و [سفیانی] به روش ستمکاران نخستین عمل می‌کند و خداوند از آسمان بر عملش خشم می‌گیرد، آنگاه جوانی را از مشرق که به اهل بیت پیامبر(ص) فرامی‌خواند، علیه او برمی‌انگیزاند. اینان اصحاب پرچم‌های سیاه هستند. خداوند به ایشان عزت اعطا و پیروزی را برایشان نازل می‌فرماید، پس احدی با ایشان به نبرد نمی‌پردازد مگر اینکه او را شکست می‌دهند و سپاه قحطانی [یمنی] به حرکت درمی‌آید... و جوان یمنی در پی نابود کردن حمّاز جزیره [سفیانی] است تا آنکه در دمشق فرود می‌آیند و آن را [در مدّت زمانی] سریع‌تر از دریا فتح می‌کنند».28 و این حدیث در مقام توصیف رویارویی نظامی در مرزهای سوریه بین خراسانی و سفیانی است که پس از سپاه یمانی تحت فرماندهی او برای یاری رساندن به خراسانی وارد میدان نبرد می‌شوند.

و آخر سخن اینکه به هر روی، اشارات و تصریحات موجود در کلام حکیمانة امامان هدایت(ع)، «ساسـة العباد» شیعیان را، به ویژه ساکنان سرزمین‌های درگیر، از جمله مناطق استراتژیکی همچون یمن و ایران را به تکالیف حسّاس و سرنوشت سازشان در سال‌های منتهی به ظهور مقدّس امام(ع) در شناخت حرکت‌ها و رهبران آنها و اقدام به موقع بیش از پیش توجّه می‌دهد؛ باشد که متوجّه گردیم.

ه‍) پیوستن یمانی به امام مهدی(ع): یمانی، چند ماه پس از قیام و نهضت خود در یمن، سرانجام به سرزمین حجاز می‌رود و پس از آشکار شدن امام مهدی(ع) در میان گروه اندک یاران خویش در مدینه، در کنار آن بزرگوار قرار می‌گیرد.

و) حرکت یمانی به همراه امام مهدی(ع) از مدینه: پس از آنکه سفیانی، لشکر خود را برای دستگیری امام مهدی(ع) به مدینه می‌فرستد، یمانی همراه با امام زمان(ع) به مکه می‌رود. چنانکه در روایت امیرالمؤمنین(ع) نیز آمده است: «سپاهی به مدینه فرستاده می شود. پس هر کس از آل محمد(ص) را که توانستند، می‌گیرند و مردان و زنان از بنی‌هاشم کشته می‌شوند. در آن هنگام، مهدی و سپیدنشان از مدینه به مکه می‌گریزند. پس گروهی در جستجوی آن دو فرستاده می‌شوند، در حالی که آن دو به حرم خدا و امنیت او رسیده‌اند».29
از ارطاط نیز نقل شده است: «سپس مهدی و منصور از مدینه در حال فرار خارج می‌شوند و سفیانی گروهی را برای گرفتن آن دو می‌فرستد. پس هنگامی که مهدی و منصور به مکه رسیدند، لشکریان سفیانی در بیداء فرود می‌آیند و در زمین فرو می‌روند. سپس مهدی(ع) خارج می‌شود تا آنکه از مدینه عبور کند».30

ز) فرجام قیام یمانی
گفتیم که نقطة مقابل یمانی، دشمن سرسخت امام مهدی(ع) یعنی سفیانی است که یمانی با وی درگیر می‌شود. در مجموعة روایات اهل بیت(ع) خبری مبنی بر شکست یمانی به ما نرسیده است. البته در «الفتن» ابن حمّاد از خروج کنندة دیگری از یمن نیز نام برده شده است که مردم را مانند کشتار عصر جاهلیت می‌کشد و رنگ پرچمش زرد است. او نیز با سفیانی درگیر و در نهایت مغلوب می‌شود.31 اما با توجه به نوع اعتقاد و روش بر حقّ یمانی موعود و رنگ متفاوت پرچم او با فرد یاد شده، حکم به تفاوت حرکت این دو شخص داده شده و گفته شده شاید وی قحطانی، قیام‌کنندة ظالمی که از سفیانی شکست می‌خورد و به دست یمانی موعود کشته می‌شود، باشد.

در خصوص فرجام قیام یمانی موعود، که از او با صفت منصور یاد شده، در روایاتی از امام صادق(ع) نقل شده است: «سفیانی با هر کسی که با او درگیر شود، چیره می‌شود مگر یمانی. ... سپس یمانی را هدف قرار می‌دهد. پس یمانی برای دفع شرّ او به پا می‌خیزد و سفیانی در پی جنگ‌های فراوان و درگیری‌های سخت شکست می‌خورد و یمانی او را دنبال می‌کند. در نتیجه، جنگ‌ها و شکست‌های سفیانی زیاد می‌شود. پس یمانی، سفیانی و پسرش را کنار رود «لوّ» در میان اسیران می‌یابد و آن دو را تکّه تکّه می‌کند».32

ماهنامه موعود شماره 108  

پی‌نوشت‌ها:

1. نک: عصر ظهور، ترجمة مهدی حقّی، ص 149.
2. سند صحیح، سندی است که تمام راویان آن مورد وثوق‌اند.
3. شیخ طوسی، الغیبـة، ص267؛ کمال‌الدّین صدوق، ص649؛ ارشاد مفید، ج2، ص279؛ طبرسی، إعلام الوری، ص426.
4. بحارالانوار، ج 52، ص 233.
5. معجم احادیث الامام المهدی(ع)، ج3، ص478، به نقل از: شیخ محمّد جواد خراسانی، مهدی منتظر، ص257.
6.کتاب الغیبـة، نعمانی، ص171؛ بحارالانوار، ج52، ص232؛ إعلام الوری، ص429.
7. بشارة الاسلام، ص 93 به نقل از: کتاب الغیبـة نعمانی.
8. همان.
9. بحارالانوار، ج 52، ص 75.
10. این کتاب با عنوان «شش ماه پایانی» توسّط انتشارات موعود عصر(عج) به فارسی برگردانده شده است.
11. مجتبی الساده، شش ماه پایانی، ترجمة محمود مطهری‌نیا، ص89.
12. بحارالانوار، ج 52، ص 162.
13. کنز العمّال، ص 11، ح 31442 به نقل از ابن عساکر.
14. همان.
15. کتاب الغیبـة نعمانی، ص 39.
16. ابن حمّاد، الفتن، ص 237.
17. الفتلاوی، مهدی، رایات الهدی و الضلال فی عصر الظهور، ص 100.
18. کتاب الغیبـة نعمانی، ص171؛ بحارالانوار، ج52، ص232.
19. رایات الهدی و الضّلال فی عصر الظّهور، ص101.
20. مختصر اثبات الرجعـة، ح 16؛ به نقل از مجلة تراثنا، سال 2، ش 4، صص 454ـ455.
21. ابن حماد، الفتن، ص 223، جزء 5، ح 877.
22. بحارالانوار، ج 51، ص 163، ب 11.
23. ر.ک: کتاب الغیبـة، نعمانی، ص 171، بحارالأنوار، ج 52، ص 232.
24. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج7، ص48.
25. بحارالانوار، ج60، ص216.
26. یوسف شافعی، عقدالدّرر، ص90.
27. إعلام الوری، ص429.
28. متّقی هندی، کنزالعمال، ص14، ح3968.
29. ابن حماد، همان.
30. همان، ص 212، جزء 4، ح 850.
31. همان، ص 199، جزء 4، ح 809.
32. مختصر اثبات الرجعـة، ح 16؛ به نقل از مجلة تراثنا، سال 2، ش 4، صص 454ـ455.
 
اللهم عجل لولیک الفرج

¤نویسنده: سید امیر مجتهد سیستا نی

?  نوشته های دیگران

!   امام زمان؛ امام مهربانی

چهارشنبه 88/5/21 ::  ساعت 12:50 عصر

از سایت خبری تحلیلی شیعه نیوز
 
امام زمان؛ امام مهربانی
ایت الله وحید خراسانی
نیمه شعبان سالروز میلاد مسعود قطب عالم امکان آخرین خلیفه پروردگار، حضرت بقیه‌الله‌الاعظم (اروحنا فداه) می‌باشد.
 
 آن حضرت پس از ولادت به سجده افتاده و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و ان ابی امیرالمؤمنین، سپس نام‌های مبارک امامان را یک به یک شمردند تا به خود رسیدند و آنگاه برای ظهور خویش دعا کردند.

امام عصر(علیه السلام) وجود مقدسی است که خداوند به دست با کفایت ایشان جهان را پر از عدل و داد می‌نماید. امام مهربانی که تمام خیرات و برکات و نعمت‌هایی که خدای متعال به بندگان خویش عطا می‌فرماید، به یمن ایشان است.

حضرت امام موسی‌ابن‌جعفر(علیهما السلام) درباره غیبت امام عصر و حال مومنان در آن دوره اندوه‌بار چنین می‌فرمایند: «یغیب عن ابصار الناس شخصه، ولا یغیب عن قلوب المومنین ذکره» (شخص او از دیدگان مردم غایب می‌گردد ولی یادش از دل‌های مومنین نمی‌رود.)

دوران ظهور آن امام مهربانی، دوران صلح و صفا و امنیت و آسایش برای همه جهانیان است و مذهبی را که خدا می‌پسندد در جهان حاکم خواهد کرد.

ما شیعیان باید خاضعانه و خاشعانه برای ظهور آن حضرت دعا کنیم، همواره به یاد ایشان باشیم و بدانیم که آن حضرت ناظر بر رفتار و کردار ما هستند و از اعمال صالح ما خوشحال و از گناهانمان اندوهگین و آزرده خاطر می‌شوند. شایسته است که همواره در جهت خشنود کردن آن حضرت بکوشیم. توسل مداوم به امام زمان علیه السلام و خواندن دعای عهد و زیارت آل یس سرمایه‌ای گرانبهاست که باید آن را غنیمت شماریم.

امام عسکری (علیه السلام) خطاب به فرزند عزیز خود امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) می‌فرماید: «و اعلم ان قلوب اهل الطاعه والاخلاص نزع الیک مثل الطیرالی اوکارها» (و بدان که دل‌های اهل طاعت و اخلاص به سوی تو پر می‌کشد آنگونه که پرندگان به لانه‌های خود می‌روند.)

ظهور؛ پیدایی نتیجه آفرینش و ثمره برانگیختن پیامبران
روایات عامه و خاصه نسبت به آن حضرت {امام زمان} به حد تواتر است. ابوالحسن ابری ـ که از بزرگان علمای عامه است ـ می‌گوید: «به تحقیق اخبار متواتر و مستفیض شده است به کثرت راویان آن اخبار از مصطفی (صلی الله علیه واله وسلم)  در مهدی و اینکه او از اهل بیت آن حضرت است و هفت سال حکومت می‌کند و زمین را پر از عدل می‌کند و عیسی(ع) خروج می‌کند، پس او را به قتل دجال کمک می‌کند و او بر این امت امامت می‌کند و عیسی پشت سر اوست.»

شبلنجی در نور الابصار می‌گوید: «اخبار از پیغمبر(صلی الله علیه واله وسلم)  متواتر است که آن حضرت از اهل بیت اوست و او زمین را پر از عدل می‌کند.» ابن ابی‌الحدید می‌گوید: «و به تحقیق اتفاق فرق از مسلمین همگی واقع شده است بر اینکه دنیا و تکلیف منقضی نمی‌شود مگر بر آن حضرت.» زینی دحلان می‌گوید: «و احادیثی که در آن احادیث ذکر ظهور مهدی(عجل الله فرجه الشریف) آمده است بسیار متواتر است.»

تحریر خصوصیات و مزایای آن حضرت در این مختصر نمی‌گنجد، ولی به چند خصوصیت که در روایات عامه و خاصه آمده است اشاره می‌شود:

در نماز جماعت تقدم با افضل است، چنان که در روایت عامه و خاصه ‌آمده «امام القوم و افدهم فقدموا افضلکم» و هنگام ظهور آن حضرت و قیام حکومت حقه او عیسی بن مریم از آسمان به زمین می‌آید و بر طبق روایات عامه و خاصه به آن حضرت اقتدا می‌کند. او کسی است که از کلمه‌الله و روح‌الله و محبی موتی به اذن‌الله و رسول خدا صاحب عزم خدا افضل و وجاهتش نزد خدا، و قربش به ساحت ذوالجلال است، عیسی بن مریم او را امام خود قرار می‌دهد و به زبان او با خدا سخن می‌گوید.

گنجی در البیان بعد از اعتراف به صحت اخبار وارده در امامت آن حضرت در نماز و جهاد، و اجماعی بودن این تقدم و امامت، با بیان مفصلی ثابت می‌کند که آن حضرت به ملاک این امامت از عیسی افضل است.

در عقد الدرر باب اول از سالم اشل روایت می‌کند که گفت: شنیدم از ابی‌جعفر‌محمد‌بن‌علی‌الباقر(ع) که می‌گوید: «موسی(ع) ‌نظر کرد در نظر اول به آنچه به قائم‌آل‌محمد(صلی الله علیه واله وسلم) عطا می‌شود، پس موسی گفت: پروردگارا مرا قائم‌‌‌آل‌محمد قرار بده، به او گفته شد که او ذریه احمد است، در نظر دوم هم مثل همان را یافت و همچنان درخواست کرد، و همان پاسخ را شنید، در نظر سوم هم مانند آن را دید و همچنان گفت و همان جواب را شنید.» با آنکه موسی‌بن‌عمران پیغمبر صاحب عزم خدا و کلیم‌الله است «و کلم‌الله موسی تکلیما» و خداوند او را با نه آیه مبعوث کرد «و لقد آتینا موسی تسع آیات بینات» و مقرب درگاه باری تعالی است «و نادیناه من جانب الطور الایمن و قربناه نجیا» آیا چه مقام و منزلتی برای آن حضرت دید که آرزوی آن داشت و سه مرتبه درخواست کرد؟ آرزوی موسی‌بن‌عمران مقام آن حضرت را واقعیتی است که نیاز به حدیث و روایتی ندارد، زیرا تنها امامت آن حضرت برای پیغمبر صاحب عزمی مانند عیسی در نماز، برای آرزوی این مقام کفایت می‌کند، گذشته از این نتیجه آفرینش عالم و آدم و ثمره برانگیختن تمام انبیا از آدم تا به خاتم در چهار امر خلاصه می‌شود:

الف- اشراق نور معرفت و عبادت خدا بر عرصه گیتی که ظهور «و اشرقت الارض بنوربها» است.
ب- احیای زمین به حیات علم و ایمان که بیان «اعلموا ان الله یحی الارض بعد موتها» است.

ج- حکومت حق و زوال باطل که تجلی «و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا» است.

د- قیام عموم ناس به قسط و عدل که علت غاییه ارسال جمیع رسل و انزال جمیع کتب است «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» و ظهور تمام این آثار به دست قائم آل محمد (عجل الله فرجه الشریف) است. «یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما» و این مقامی است که آرزوی تمام انبیا از آدم تا به عیسی است.
 
عنوان آن حضرت در روایات عامه و خاصه خلیفه‌الله است «یخرج المهدی و علی راسه غمامه فیها مناد ینادی هذا المهدی خلیفه‌الله فاتبعوا» و به مقتضای اضافه خلافت به اسم مقدس الله وجود آن حضرت آیت جمیع اسمای حسنی است. علو مقام آن حضرت از مقام اصحاب آن حضرت روشن می‌شود که نمونه‌ای از آن در روایات خاصه این است: «عدد آنان عدد اهل بدر، و بر آنان شمشیرهاست، بر هر شمشیری کلمه‌ای نوشته شده که مفتاح هزار کلمه است» و در روایات عامه روایت صحیحه‌ای است به شرط بخاری و مسلم که حاکم نیشابوری در مستدرک و ذهبی در تخلیص نقل کرده و قسمتی از آن این است که «لایستوحشون الی احد و لا یفرحون باحد یدخل فیهم علی عده اصحاب بدر لم یسبقهم الاولون و لا یدرکهم الاخرون و علی عده اصحاب طالوت الذین جاوزوا معه النهر» آیا اگر آنان که در رکاب او و تابع اویند دارای مقام قرب خاص به سابقین باشند «و السابقون السابقون اولئک المقربون» و در پیشی گرفتن به کمالات، آخرون به گرد آنان نرسند، پس مقام مولا و آقای آنان که باب الله و دیان دین‌الله و خلیفه‌الله و ناصر حق‌الله و حجت‌الله و دلیل‌الله است، چه خواهد بود؟
 
منبع : اعتماد ملی
 
اللهم عجل لولیک الفرج

¤نویسنده: سید امیر مجتهد سیستا نی

?  نوشته های دیگران

!   وقتی که صاحب الزمان(علیه السلام) بیاید

پنج شنبه 88/5/15 ::  ساعت 11:53 صبح

از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

 

وقتی که صاحب الزمان(علیه السلام) بیاید

 

درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)

 

مقدّمه:

با توجّه به این که ایّام میلاد حضرت نزدیک مى شود لازم است ذکرى از آن بزرگوار داشته باشیم ذکرى که سازنده و تربیت کننده باشد. مرحوم علاّمه مجلسى حدیثى درباره حضرت مهدى(عج) نقل مى کنند:

 

متن حدیث:

* اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض برکاتها و ردّ کل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان.(1)

 

ترجمه:

زمانى که حضرت حجة(عج) ظهور کند به عدالت حکم مى کند و کسى نمى تواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راه ها به وسیله او امن مى گردد زمین برکاتش را براى استفاده مردم خارج مى کند و امور را به دست اهلش مى سپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمى ماند و همه به اسلام گرایش پیدا مى کنند.

 

شرح:

در این حدیث هفت برنامه براى حضرت بیان شده است:

1 و 2- حکومت عادلانه و رفع ظلم و جور: «اذا قام القائم حکم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور» نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور، و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است که عدالت یعنى حقّ دیگرى گرفته نشود و قسط این است که بین افراد تبعیض نشود، پس ظلم به نفع خویشتن گرفتن و جور حقّ کسى را به دیگرى دادن است. به عنوان مثال، یک وقت خانه زید را براى خودم مى گیرم، که این ظلم است و یک وقت خانه او را مى گیرم و به دیگرى مى دهم که این جور است. نقطه مقابل این است که خانه زید را نمى گیرم براى خودم که این عدل است و اگر به کسى هم ندهم این قسط است، پس قسط عدم تبعیض و عدل عدم ظلم است.

 

3- امنیت راه ها: «و امنت به السبل» راه ها به وسیله او امن مى شود.

 

4- شکوفایى طبیعت: «و اخرجت الارض برکاتها» زمین برکاتش را خارج مى کند چه برکات کشاورزى و چه معادن و چه نیروهاى دیگرى که براى ما مخفى است.

 

5- سپردن امور به اهل خبره: «و رُدّ کلّ حقّ الى اهله» کارها را به اهلش مى سپارند به خلاف زمان ما که بسیارى از کارها به دست نااهلان است چرا که رابطه ها بر ضابطه ها مقدّم شده است.

 

6- حاکمیّت دین اسلام: «ولم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام» هیچ دینى باقى نمى ماند و همه ادیان دین واحد مى شوند و آن همانا اسلام است.

 

7- گرایش قلبى به اسلام: «و یعترفوا بالایمان» که دو معنى دارد ممکن است یا اشاره به این باشد که همه تابع مکتب اهل بیت مى شوند و یا اشاره به این باشد که علاوه بر این که در ظاهر ایمان دارند در باطن هم مؤمن هستند.

 

فرق بین ایمان و اسلام در روایات آمده است، بعضى از روایات مى گویند اسلام آن چیزى است که اگر شخص آن را اظهار بدارد جانش محفوظ و ذبیحه اش حلال است و ایمان آن چیزى است که مایه نجات او در قیامت است. در بعضى از روایات داریم که اسلام مانند مسجدالحرام و ایمان مانند کعبه است. احتمال دارد که این عبارت اشاره به آیه اى باشد که مى فرماید: قالت الاعراب آمنّا...(2)

 

رئوس کارهایى که آن حضرت انجام مى دهد و از روایات استفاده مى شود در چهار محور خلاصه مى شود:

1- اصلاح عقائد: «ما على ظهر الارض بیت حجر و مدر الاّ ادخله الله کلمة الاسلام»(3) در تمام روى زمین خانه هاى سنگى براى ثروتمندان و خانه هاى گِلى فقرا و چادرها باقى نمى ماند جز این که کلمه «لا اله الاّ الله» در آنها خواهد بود و شرک برچیده خواهد شد.

 

2- تکامل عقول: جهش علمى و عقلانى پیدا مى شود مرحوم علاّمه مجلسى چنین مى فرمایند:

اذا قام قائمنا وضع یده على رئوس العباد (شاید منظور ایشان این باشد که مردم تحت تربیت او قرار مى گیرند) فجمع بها عقولهم و کملت بها احلامهم (اندیشه ها و خردهاى آنها کامل مى شود).(4)

 

3- عدل و داد: در روایات متعدّد آمده است که یملأ الارض عدلا و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً.(5)

 

4- اصلاح اخلاق: از بین بردن مفاسد اخلاقى و زنده کردن ارزش هاى اسلامى که این را از روایات علائم آخرالزمان استفاده مى کنیم، روایاتى که مى گوید قبل از قیام قائم انحرافات اخلاقى مثل زنا، سرقت، رشوه خوارى، کم فروشى، شراب خوارى، خون بى گناهان را ریختن زیاد مى شود و معنایش این است که مهدى(عج) قیام مى کند تا اینها را از بین ببرد یعنى نظام ارزشى به طور کلّى مختل شده و حضرت مهدى(عج) نظام ارزشى را درست مى کند.

 

حضرت مهدى(عج) داراى لشکر و سپاه و اعوان و انصار است همچنان که در «زیارت آل یس» آمده است:

واجعلنى من شیعته و اتباعه و انصاره و یا در بعضى از روایات آمده است که: والمجاهدین بین یدیه، کسانى که مى خواهند از اعوان آن حضرت باشند باید در این چهار محور کار کنند و کسى که هیچ یک از این امور را ندارد و دعا کند که از اعوان او باشد، این دعا دور از اجابت است.

 

اگر روحانیون این برنامه ها را پیاده کنند یک کلاس بزرگ تربیتى پیدا مى شود. توسّل در جاى خودش خوب است امّا واجعلنى من شیعته و اتباعه و... با توسّل حل نمى شود بلکه باید توحید خالص شود و آثار شرک را باید از دل و جان و جامعه برچیده. باید عدل و داد در مورد مردم و خانواده و اطرافیان خود پیاده کنیم. باید ارزش هاى اخلاقى را در خودمان زنده کنیم. اگر خوب تبیین شود که حضرت براى چه قیام مى کند این کار چهره جامعه را عوض مى کند. نمى توان بدون داشتن هیچ یک از این مبانى در صفوف حضرت قرار گرفت. خوب است که در ایّام ولادت آن حضرت کارى شود که مردم متوجّه اهداف و برنامه هاى آن حضرت شوند تا در مسیر آن قرار گیرند. و بدانید که دست هایى در کار است تا جشن هاى حضرت مهدى را آلوده خواندن و نواختن و بى بندوبارى ها کنند گاه دشمن براى رسیدن به مقاصدش از همین برنامه هاى مذهبى استفاده مى کند مثل مسجد ضرار که با مسجد مى خواستند ریشه مسجد را بزنند. باید ارزش ها به صورت صحیح زنده شود مبادا که دشمنان بخواهند این ارزش ها را از بین ببرند. امید که خداوند این دعا را در حقّ ما مستجاب کند:

اللّهم اجعلنى من اعوانه و انصاره و اتباعه و شیعته و المجاهدین بین یدیه.

 

پی نوشت :

1. بحارالانوار، ج 52، ص 338.

2. آیه 14، سوره حجرات.

3. تفسیر قرطبى، ج 12، ص 300.

4. بحارالانوار، ج 52، ص 328.

5. بحارالانوار، ج 14، ص 33

 

منبع: پایگاه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)

 

اللهم عجل لولیک الفرج


¤نویسنده: سید امیر مجتهد سیستا نی

?  نوشته های دیگران


!   لیست کل یادداشت های این وبلاگ